گنجور

شمارهٔ ۹۴۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

دلم ترسد در آن زلف خمیده

شب است آری و سرهای بریده

اگر گل عندلیبانرا نکشته است

چه خونست این بر آن دامان چکیده

برخه اشکم گرو برده ز سیماب

چو بر بالای زر با هم دویده

دل ما دیده جان غم خویش

چه نیکو دیده ای نور دیده

رخ نو آتش است و زلف خرمن

به خرمن آتشم ز آنها رسیده

ز آتش آه من چربید. بسیار

چو با این ناله آنرا بر کشیده

کمال از حال دل بینی در بنوشت

پریشان شد ورقهای جریده



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید