گنجور

شمارهٔ ۹۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

این میوه شیرین مگر از باغ بهشت است

وین حور بهشت از شکر ناب سرشته است

در باغ بهشت این قد و رخسار ندیدند

این سرو که بنشانده و این لاله که کشته است

ما روضه نخواهیم که هرجا چو تو حوری است

سوگند به خاک سر کویت که بهشت است

اینجا سخن سرو نگوئیم که پست است

و آنجا صفت ماه نخوانیم که زشت است

خطی که لبت در قلم آورد چو یاقوت

انصاف توان داد که یاقوت نوشته است

خشت در خود بر سر عاشق مزن ای دوست

ما را ز سر خویش چه غم حیف ز خشت است

از حرفه ئلت دید کمال آن مه و می گفت

این رشته باریک درین خرقه که رشته است



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید