گنجور

شمارهٔ ۹۱۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

نداند قدر حسنت کس به از تو

که خاک پای خود روبی به گیسو

شراب حسن پتوشی ز لبها

در آید زلف از آن پیشت به زانو

از رویت مشتبه شد قبله بر خلق

سوی محراب اشارت کن به ابرو

به من حلوای لب متمای گفتم

اگر دست آورم در گردن تو

به حسن از ماه میچربی و پروین

اگر منکر شوند اینکه ترازو

سر رقص است امشب ماه ما را

بزن بر نی زنان بانگی که دف کو

کمال امشب سماع عاشقان است

چنین شبها نشاید رقص پهلو



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.