گنجور

شمارهٔ ۸۹۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

چو در جان کرد و دل جا غمزه تو

میان مردمش خواننده جادو

به تیر تو شکاری را نظرهاست

که بیند از قا سوی تو آهو

به جنت بیشتر سوزند مردم

اگر باشد بحور این چشم ابرو

چو خاک پا فروشی بر کشیده

دو چشم تر بسازیمش ترازو

از لب شفتالوئی دو لطف کن لطف

اگر چه العنب گویند دو دو

مگر زلفت پشیمانست از ظلم

که دارد از ندامت سر به زانو

کمال آن ترک اگر آید به مهمان

سر و جان پیشکش بر رسم ترغو



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید