گنجور

شمارهٔ ۸۵۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

سرو می ماند به قد یار من

ز خاک پای سرو از آن رو شد چمن

می کنند از لطف خود با تو حدیث

غنچه و سوسن زبان بین و دهن

گل ترا و او مرا یار عزیز

صحبت بوسن به از صد پیرهن

زلف تو دائم رسن تابی کند

تا کشد دلها از آن چاه ذقن

نقل جان افشان ز لب بر خوان عشق

باز شوری در نمکدانها نکن

تا نمی آیی تو پیش عاشقان

عاشقانرا جان نمی آید بتن

خواهشت دل بود بردی از کمال

جان من دیگر چه می خواهی ز من



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

* برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با این شعر از نسخه‌های خطی اینجا را ببینید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پشتیبانی آهنگهای مرتبط از سایت اسپاتیفای