گنجور

شمارهٔ ۸۴۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

در سر زنجیر زلف او من بی عقل و دین

بار در پیچیدهام هذا جنون العاشقین

دی طبیب آمد به پرسش بر سر بالین من

گفت بینم زحمت تو گفتمش زحمت مبین

پیش لب خال سیه را آن دو رخ گر جای داد

سادگی باشد مگس را بر شکر کردن امین

چون روی ای نیر از آن ترکش روان منشین بخاک

و به قد بار میمانی با بر جان نشین

لطف اندامت که پیراهن به دامن می نهفت

ترسم از ساعد که ننهد در میان با آستین

آستین بوست چو کس را بر نمی آید ز دست

دامن از ما خاکیان چون زلف باری در مچین

با نشان در پیش تیغم یا نشین پیش کمال

من نخواهم عمر بی تو با چنان کن با چنین



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.