گنجور

شمارهٔ ۸۳۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

چه خوش است از تو بوس بخوشی نیاز کردن

زلب تو وعده دادن پس وعده ناز کردن

من دل سیه چو خالت نکنم شکیب از آن لب

ز شکر کجا تواند مگس احتراز کردن

بسؤال بوسه از ما چه کنی به خواب چشمان

در منعمان نشاید بگدا فراز کردن

رخ خوب باز بگشا که قیامت است بیتو

چو قیامت است باید در خلا باز کردن

بسجود سوی قبله بنهم خیال رویت

که حضور باید اول پس از آن نماز کردن

ز در تو عاشقان را بحرم کجا کشد دل

چو نو کعبه ای چه حاجت هوس حجاز کردن

تو کئی کمال باری که بساط قرب جوئی

بحد گلیم باید پی خود دراز کردن



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید