گنجور

شمارهٔ ۸۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ای به جان عاشقان خریدارت

غمزها نیز کرده بازارت

گر کنی قصد کشتن یاران

در چنین کارها منم بارت

تا تو آرام جان ز ما رفتی

رفت آرام جان ز رفتارت

نیم کشته شدم به یک دیدن

کاشکی دیدمی دگر بارت

جان شیرین تو منم گفتی

جان شیرین فدای گفتارت

چشم بیمار بر عیادت تست

نظری کن به چشم بیمارت

بر نگیرد سر از در تو کمال

گر بمیرد به پای دیوارت



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید