ای شکر خوشهچین گفتارت
سرو آزاد کرد رفتارت
بس که طوطی جان بزد پر و بال
ز اشتیاق لب شکر بارت
خار در پای گل شکست هزار
ز آرزوی رخ چو گلنارت
هر شبی با هزار دیده سپهر
مانده در انتظار دیدارت
لعل از جان بشسته دست به خون
شده مبهوت جزع خونخوارت
نرگس تر که ساقی چمن است
حلقه در گوش چشم مکارت
هرکه را از هزار گونه جفا
دل ببردی بهجان گرفتارت
بحر از آن جوش میزند لب خشک
که بدیدست در شهوارت
آسمان میکند زمین بوست
زانکه سرگشته گشت در کارت
گشت دندان عاشقان همه کند
زانکه بس تیز گشت بازارت
بر دل و جان من جهان مفروش
که به جان و دلم خریدارت
بر بناگوش توست حلقهٔ زلف
حلقه در گوش کرده عطارت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش محبوبی میپردازد که características و رفتارهای شیرینش مانند شکر و آزاد است. او با حسرت به انتظار دیدار محبوب مینشیند و از درد فراق میگوید. عشق و اشتیاق او حتی به طبیعت نیز سرایت کرده و درختان و گلها را تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین توصیفاتی از زیباییهای محبوب ارائه میدهد که دل و جان عاشقان را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. در نهایت، شاعر بیان میکند که عشقش به محبوب بهچنان عمق و شدتی رسیده که تمام وجودش را فراگرفته است.
هوش مصنوعی: ای سخن تو همچون شکر شیرین و خوشمزه است، همینطور که رفتار تو آزاد و خوشجلوه است.
هوش مصنوعی: چنانکه طوطی به شدت و از روی اشتیاق به پرواز در میآید و بال و پرش را میزند، جان من نیز به خاطر عشق به لبهای شیرین تو به تپش افتاده است.
هوش مصنوعی: خار در پای گل (تعبیری از درد و رنج) به خاطر امید به دیدن چهرهٔ زیبای تو (که به مانند گل است) شکست.
هوش مصنوعی: هر شب با هزار چشم، آسمان در انتظار دیدن تو مانده است.
هوش مصنوعی: لبهای او از جانش جدا شده و در حالتی حیرتزده و از حال رفته، به رنگ خون درآمده است و این حالت، نشان از غم و بیتابی او دارد که ناشی از دیدن توست.
هوش مصنوعی: نرگس تر به ساقی و باغی که در آن است اشاره دارد و به زیبایی و فریبندگی آن چشمها میپردازد که مانند حلقهای در گوش میدرخشند.
هوش مصنوعی: هر کسی را که هزاران نوع ظلم و ستم از تو را دلخون کرده، به جان خود عاشق و دلباختهات شدهاست.
هوش مصنوعی: دریا از شدت عطش و شورش میجوشد، چون خشکزاری که به خاطر زیبایی و محبت تو در حسرت توست.
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر مشغولیت و سرگشتگیاش به زمین میزند و آن را میبوسد.
هوش مصنوعی: دندان عاشقان بهدلیل عشق و بیتابیشان بر اثر تیرگی و دشواریها تیز و تند شده است، زیرا تو (معشوق) هر بار که در عشق میآیی، سختی و مصیبتهای بیشتری به دل آنها میزنی.
هوش مصنوعی: دل و جان من را به هیچ چیز نمیفروشم، زیرا تو با جان و دل من آشنا و متعلق به من هستی.
هوش مصنوعی: حلقهٔ زلف تو بر بناگوش تو آویخته شده و آن را به گوش خود، به عنوان نشانهای از عشق و زیبایی، آراستهای.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
چون تو غافل نشینی از کارت
نبود لطف ایزدی یارت
من ز پیکانِ تیر تیمارت
آه نکنم ز بیم آزارت
ای شکسته به نقشِ رخسارت
سرِ پرگارِ وهم در کارت
همه صورتگرانِ چین یابند؟
تا بچینند دردِ رخسارت
نکند جز که شوق دیدارت
خانهٔ صبر عاشقان غارت
بندهوار آمدم به زنهارت
که ندارم سلاح پیکارت
متفق میشوم که دل ندهم
معتقد میشوم دگر بارت
مشتری را بهای روی تو نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.