گنجور

شمارهٔ ۸۰۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

نیست جز غم بینو خوردن دیگرم

گر دهی سوگند بالله میخورم

من سگ کوی تو آنگه عار ازین

گر از آن کمتر نیم زین کمترم

خاک پایت بر سر من منتی است

باد این منت همیشه بر سرم

بگذرد جان از من آن ساعت که تو

گونی از جان بگذر و من نگذرم

غیرتم گرویده زهی خون حلال

وقت کشتن گر به رویت بنگرم

گریه دردسر همی آرد مرا

از تو گر دردسر خود می برم

جان بیار اینجا سبک گفتی کمال

بس گرانست آن سبک چون آورم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رسول مهربانی نوشته:

بیت ۵: غیرتم گوید زهی خون حلال
بیت ۴: گویی از جان بگذر

👆☹

ساغر