گنجور

شمارهٔ ۷۹۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

من ترک زهد کرده و رندی گزیده ام

خاشاک راه داده و گوهر خریده ام

تا کرده ام ز منزل هستی سفر گزین

نارفته نیم گام به مقصد رسیده ام

نقش جمال دوست که خورشید عکس اوست

هر صبحدم در آینه جام دیده ام

امشب به باد لعل لب او علی الدوام

تا روز باده خورده ام و نقل چیده ام

می نوش و تکیه بر کرم عام کن که من

دوش این سخن ز هاتف غیبی شنیده ام

گر ز آنکه باره چاشنی وصل میدهد

باری به من که شربت هجران چشیده ام

از بیم زاهدان که نگیرنده بر کمال

پوشیده خرقه بر می و دم در کشیده ام



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حمید عباسی نوشته:

امشب به «یاد» لعل لب او علی الدوام

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام