گنجور

شمارهٔ ۷۸۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

من ازین خرقه آلوده که در بر دارم

عار باشد اگر از خویش نباشد عارم

گفتم آیم به سوی دبر و به بندم زنار

باز دیدم که از آن هم نگشاید کارم

گر روم بر در مسجد ندهنده راهی

زور شوم بر در میخانه نباشد بارم

کرم پیر مغان بین که دو صد بار به چشم

یکفر پنهان مرا دید و نکرد اظهارم

دلم از صحبت اصحاب طریقت بگرفت

رهبری کو که رساند به در خمارم

چون صراحی به هوای لب میگون بتان

میزنم نهتهه در مجلس و خون می بارم

عندلیب گل رویت نه کمال امروزست

سالها شد که درین کوی بدین گفتارم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید