گنجور

شمارهٔ ۷۸۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

مریض عشقم و درد تو دارم

ز دردت تا ابد سر برندارم

خطا گفتم چه درد استغفرالله

من این خود عین درمان می شمارم

غمت گوید برآر از سینه آهی

به جان اینک مرادش می برآرم

رقیب ار بی گناهم از درت راند

نه اینم من کزار آن در گذارم

به جرم آنکه روزی گفتمش ماه

هنوز از روی خویش شرمسارم

بدو گفتم کمال از غم خرابست

به گفتا گر بمیرد غم ندارم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید