گنجور

شمارهٔ ۷۸۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ما لبت را نمک، شوان ملاحت خوانیم

خال مشکین ترا دانه دلها دانیم

در وفاداری و دلدادگی و جانبازی

آنچه گویند در این باره دو صد چندانیم

از جدائی همه دم هست شکایت ما را

بینی ار با دل پردرد چوئی نالائیم

با دلی پاکز آلایش و با صدق و صفا

جان به کف بهر نثار قدم جانانیم

ساکن کوی نگاریم چو معنا در لفظ

گر به ظاهر نگری بی سر و بی سامائیم

رمز توفیق در این است که در گلشن دهر

همچو بلبل به توانیم و پر گل خندانیم

پای بندیم به عهد خود و بر وجه کمال

با دل و جان و تن و عاطفه هم پیمائیم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید