گنجور

شمارهٔ ۷۸۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ما رند و قلندر صفت و عاشق و مستیم

معذور توان داشت اگر توبه شکستیم

با هیچ کسی کار نداریم درین ملک

ما را بگذارید درین حال که هستیم

آن عاقل دنیا طلب ار جاه پرستد

شک نیست که ما عاشق و دیوانه و مستیم

گر نوش کند جرعه از جام محبت

آنگاه بداند که چرا بی خود و مستیم

تا پی نبرد کس به سر ما ز در خلق

برخاسته در کنج خرابات نشستیم

گویند که دیوانه این دور کمال است

شکرانه که از جمله تکلیف برستیم

از کثرت صحیت چو در دل نگشاید

بر خود در آمد شدن غیر بیستیم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید