گنجور

شمارهٔ ۷۷۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گفت بار از غیر ما پوشان نظر گفتم بچشم

وآنگهی دزدیده درما مینگر گفتم بچشم

گفت اگر بابی نشان پای ما بر خاک راه

برفشان آنجا بدامنها گهر گفتم بچشم

گفت اگر بر آستانم آب خواهی زد ز اشک

هم به مژگانت بروب آن خاک در گفتم بچشم

گفت اگر سر در بیابان غمم خواهی نهاد

تشنگانرا مژده از ما بر گفتم بچشم

گفت اگر گردد لبت خشک از دم سوزان آه

باز میسازش چو شمع از گربه نر گفتم بچشم

گفت اگر گردی شبی از روی چون ما هم جدا

تا سحرگاهان ستاره میشمر گفتم بچشم

گفت اگر داری خیال در وصل ماکمال

فر این دریا به پیما سربسر گفتم بچشم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

Teddy نوشته:

بیت ۶: ستاره میتواند استعاره از اشک باشد

👆☹

Teddy نوشته:

بیت ۷ : قعر این دریا …

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.