گنجور

شمارهٔ ۷۵۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

صفت زلف کجت راست نباید به قلم

مه نو باشد از ابروی تو بسیاری کم

تو به خوبی نه چنانی که شکیب از تو توان

همه سودای تو دارنده و من غمزده هم

با همه رنج غریبی و غم تنهائی

چون غم عشق توام مونس جانست چه غم

کش عشقه تو هرگز نکند باده حیات

خسته نیغ نو قطعا نپذیرد مرهم

چشمم ار نیره شد از فرقت روی نو رواست

زود بابد خلل آن خانه که باشد پرنم

روزگاریست که خاک قدم تست کمال

به رقابت که مکش دامن ازین خاک قدم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید