گنجور

شمارهٔ ۷۴۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

سالها شد که در تک و پوییم

تو بمانی عجب چه میجوئیم

وقت آن شد که از حدیقة انس

گل و ریحان دوستی هوئیم

وصف قد تو پیش ابروی تو

کج نشینیم و راست بر گوئیم

شاکری هاست زآن دهان ما را

از تو راضی به یک سر موئیم

سر فرو برده چون سر زلفت

حلقه حلقه به فکر آن روئیم

خلق ریزند خون ما از رشک

گر بگوئیمه کشته اوئیم

بافتی شاهی دو کون کمال

نا بگفتیه گدای آن گوییم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور