گنجور

شمارهٔ ۶۹۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

بیا ساقی که بیخ غم به دور گل براندازیم

می گلگون طلب داریم و گل در ساغر اندازیم

سر رقص و سراندازی سرو و لاله را با هم

سهی سروی به دست آریم و در پایش سراندازیم

اگر از شوق جمال گل گرفته لاله جام مل

او کله بر آسمان انداخت از آن برتر اندازیم

به آواز رباب و نی بنوشیم آشکارا می

به شهر آوازة رندی و می خواری در اندازیم

مین دم باشد ای واعظ که تا قاضی خبر یابد

کشیم او را ز محراب و نرا از منیر اندازیم

به خاک پای خود چندان بده فرصت سر ما را

که بر گیریمش از پایه به پای دیگر اندازیم

کمال از موج غم چون نیست گرداب جهان خالی

بیا تا بر لب دریای باد. لنگر اندازیم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید