گنجور

شمارهٔ ۶۹۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

بسی درد از غم عشقت کشیدم

ز بی دردی بتر دردی ندیدم

یکایک درد من درمان پذیرفت

از آن دم کز تواین شربت چشیدم

به نیم اندوه از صد غضه رستم

به یک درد از هزاران غم رهیدم

من آن مرغم که در دام بلایت

چو پیچیدم غم و درد تو چیدم

فغان خود من سرگشته زین درد

رساندم بر فلک هر جا رسیدم

طبیب عاشقانت نام کردند

چو دردت بر همه درمان گزیدم

به اوصاف کمال امروز از عشق

از آن فردم که همدرد فریدم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.