گنجور

شمارهٔ ۶۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

آن چه مروی است چه خوش رفتاری است

آن چه طوطی چه شکر گفتاری است

آن چه شوخی و چه شهر آشوبی

آن چه باری و چه خوش عیاری است

دل ما داشته در زلف نگاه

بنگریدش که چه خوش دلداری است

پیش چشمش لب شیرین گویی

شربتی در نظر بیماری است

عشق شیرین دهنان سهل مگیر

کار فرهاد نه آسان کاری است

سر سودای تو تنها نه مراست

هر دلی را به غمت بازاری است

بر رخت آن همه داغ از خط و خال

درد دل سوخته افگاری است

نسیه و نقد کمال از تو همین

سهم اشکی و زر رخساری است

نقد دوریش اگر بی درمی است

بنده در بی درمی دیناری است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام