بخش ۲۴ - در اثبات وجود فایض الجود محمد بن الحسن بن علی النقی صلوات ﷲ علیه و علی آبائه
پیش از این گفتیم گر داری به یاد
قطب مطلق آن امام است ای جواد
اوست قطب و آفرینش آسیا
بر وجو د اوست این عالم بپا
هر که گوید دارد او نوعاً وجود
چشم او کور است از نور شهود
بر ثبوت شخصِ او بشنو دلیل
تا دلیل خصم را دانی علیل
چونکه هر عالَم چه غیب و چه شهود
دارد ار دانی به قطب ای جان وجود
قطب در هر عالمی دارد وجود
بی گمان بر مقتضای آن وجود
در مقام روح قطب است او به روح
عالم ارواح از او دارد فتوح
اندر اعیان قطب اعیانی بود
نقطه از غیب است آنجا می سزد
در مقام غیب، غیب مطلق است
هم در اسماء گنج اسمای حق است
زآنکه او باشد خلیفه ذات هو
هست عالم ها بپا از ذات او
پس یقین در عالم اجسام هم
هست موجود او به جسم محترم
مقتضای عالمِ جسم است، جسم
گنج حق را جسم او باشد طلسم
پس به جسم از او نباشد مستدام
بیامامست این جهان و بی نظام
پس خلیفه از خدا نبود به ارض
وین خلاف حکمت است از روی فرض
هست بیشک پس ز رب العالمین
قطب جسمانی خلیفه در زمین
او شه است و عالم از وی با نسق
خاکیان را رهبر مطلق به حق
ور تو گویی این امامت اختصاص
می ندارد از خدا بر فرد خاص
هر زمان باشد وجودی پیشوا
همچنان که پیش از اینها انبیا
این سخن از ضعف عقل و بیخودی است
معنی اثناعشر را گو تو چیست
گفت پیغمبر چرا اندر بشر
شد امامت ختم بر اثناعشر
حکم او را گر تو غیر موقنی
نیستی مسلم تو غول رهزنی
ای که گویی پیش از اینها انبیا
خلق را بودند امام و پیشوا
در زمان انبیاء چون این زمان
حجت مطلق زخلقان بُد نهان
انبیاء آیات آن سرور بُدَند
سوی ایشان خلق را رهبر بُدند
کس نشد غیر از خلیل با مقام
در میان انبیاء دیگر امام
بود آن هم شیعه آن خاندان
هست در قرآن دلیل این بیان
داشت نی شأن امامت را تمام
از علو قدر حق خواندش امام
این امامت سلطنت بر ماسواست
کاین زمان مخصوص ختم اولیا ست
ور که گویی در زمان انبیا
در کجا بودند امامان کیا
گو تو بر من کآدم اول که بود
گه گهی بر انبیاء رخ مینمود
گفتاحمد، گر تو احمد مشربی
بُد علی در هر زمان با هر نبی
لیک پنهان بود و ظاهر با من است
ختم زین پیغمبری از ذوالمن است
زآنکه گشت از دعوت پیغمبران
آنکه بُد مقصود با احمد عیان
هم نیاید آیتی از آسمان
زین سپس ختم است بر قرآن بیان
زآنکه شد اسلام ما کامل عیار
پس بیانی زینسپس نبود به کار
دور عرفان است حالی ای ودود
حجت عرفان بود کشف و شهود
گر کسی آرد بیانی این زمان
کاین امامت راست برهانی عیان
اولاً خود اصل دعوی باطل است
کو امامت را به نوعی قائل است
گوید او امر امامت جاری است
بی خود از سرّ تجلّی عاری است
این سخن باطل بود بیشور و شر
هست امامت خاصه اثنا عشر
ور که گوید بی زتن نفس من است
نفس او و روح اویم در تن است
این سخن هم بیتکلّم باطل است
بر تناسخ مایل است و عاطل است
نفس را تغییر نبود و انقلاب
شرح این زین بعد گویم در کتاب
ثانی ار برهان او باشد عیان
نیست قابل بر جواب،این را بدان
چونکه اصل ادعایش شد علیل
چه اشنویم از وی عبث دیگر دلیل
لیک تا واقف شوی ای مرد هوش
بهر ابطال دلیلش دار گوش
اولاً گفتیم شد ختم ای جوان
برنبی، در دور اسلامی بیان
دورة اسلام،دور انبیاست
خاتم آنها نبی مصطفی(ص) است
نسبت اسلام چون بر صورت است
هر بیان را هم به صورت نسبت است
چونکه صاحب شرع بودند انبیاء
میرسید آیت بر ایشان از خدا
چون شریعت ختم بر احمد بود
بعد او ابواب آیت سد بود
دور عرفان است حال ای معنوی
لفظ را حجت مکن گر رهروی
گویی ار هر عارفی دارد بیان
دارد امّا نی به دعوی، این بدان
این جواب توست تا دانی که نیست
خاصِ کس عرفان که امر معنوی است
عارفان دُّر معانی سفتهاند
رازها دانسته و بنهفتهاند
ادعای مهدویت کس نکرد
خود بیان اثبات حرفت پس نکرد
ثانیاً فرض است این حرف ای خلیل
که بیان را هم توان کردن دلیل
لیک این فرض است هم در صورتی
که تو گویی دارم از نو دعوتی
نیست از اسلام و عرفانم سخن
دارم از نو دعوتی بر خلق من
گر تو را بر خلق عالم دعوت است
کی بیانت بر خلایق حجت است
گر نباشد در بیانت علّتی
این بود مر خاصگان را حجتی
که خود از اهل بیانند و کلام
نیست کافی این دلیل از بهر عام
گویی ار حجت شما را مصحف است
کز نبی امروزتان اندر کف است
جز بیانی نیست از احمد به دست
با چه برهانید پس یزدان پرست
این سخن خود موجب ابطال توست
حجت تو مُبطل اقوال توست
زآ نکه هرگز معجز پیغمبری
بُد نه اعجاز نبیّ دیگری
در جهان نآمد نبیّ ای، ای عمو
کآرد اعجاز نبیّ سابق او
هر یکی از انبیاء را حجتی است
بر ثبوت خویش از حق آیتی است
چونکه قرآن معجز پیغمبر است
معجزت پس گر بیان است ابتر است
کاینچنین معجز نبی آورده است
خامی حرف تو بس بیپرده است
ور تو گویی انبیاء را هم کتاب
بود از حق این قبول است ای جناب
لیک کی بی معجزی آیات او
بر خلایق مینمود اثبات او
گرچه قرآن از نبی معجز بود
هر کسی ز اتیان او عاجز بود
لیک این هم از براهینش یکی است
از فنون فنّی و، ز افزون اندکی است
چون نبی دانیم او را ما ز هو
زآن به ما حجت بود قرآن او
مُثبِِت قرآن او هم عارف است
کو ز اسرار معانی واقف است
عترت و قرآن دو ثقل اکبرند
عارفان هم عترتش را مظهرند
همچو آن قرآن و عترت ای جوان
عارف و اخبار را ثقلین دان
وارث علم نبی عارف بود
کو ز علم معرفت واقف بود
گر فقیه قشری آید در خروش
زین سخن سازیم او را هم خموش
گرچه این علم وراثت بی گمان
از خدا مخصوص شد بر عارفان
لیک آن را می توان تعمیم کرد
تا که گردد شامل هر خار و وَرد
تا که خود زین فیض عالی ای حبیب
هم نباشد اهل ظاهر بینصیب
اهل ظاهر حاملان علم شرع
میرسد ز ایشان به خلق احکام شرع
اهل باطن صاحب اطوارشان
در طریقت حامل اسرارشان
اهل ظاهر علم صورت را حمول
اهل باطن حامل علم اصول
در امور خلق آن باشد دخیل
وین ندارد خود سر این قال و قیل
چونکه بی بخل است عارف ای جواد
این وراثت را از آن تعمیم داد
لیک بخل مرد قشری را نگر
که کند زین پای عارف را به در
گوید او علم وراثت خاص ماست
اهل عرفان را خلاف این ادعاست
بلکه گوید اهل عرفان صوفیاند
هست صوفی در شریعت ناپسند
ذم صوفی هست وارد از امام
تا خلایق را بر او شورد تمام
پس ورا تنبیه باید زین سخن
تو نِه ای وارث فقیها جان مکن
عارف این تعمیم را از جود کرد
همسر گردون نباشد ور نکرد
نایب مهدی است عارف در ظهور
قطره ای تو پیش آن دریای نور
تو مبر بر عارف ای نادان حسد
کت شود این حُقد حبلٌ مِن مَسَد
سرّ حق را قلب عارف مخزن است
جان او از نور مهدی روشن است
عارف کامل به هر عصری ولی است
سینهاش قندیل انوار جلی است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، به موضوع "امامت" و "قطب انسانی" پرداخته شده است. نویسنده اشاره میکند که امام و قطب مطلق در هر زمان و مکانی وجود دارد و او به عنوان خلیفه خدا در زمین، نظم و نظام جهان را برقرار میکند. بنابراین، وجود امام برای تداوم حیات و نظم دنیا ضروری است. نویسنده همچنین به دلایل مختلفی اشاره میکند که وجود امام و متصل بودن او به غیب و شهود، ضروری است و امامت مختص به دوازده امام از اهل بیت پیامبر اسلام یعنی اثنا عشر است.
نویسنده به نقد کسانی میپردازد که ادعا میکنند امامت نمیتواند به یک فرد خاص محدود شود و به طور کلی تأکید میکند که هر دو گروه، عارفان و اهل ظاهر، به نوعی از علم و وارثت برخوردارند، اما این علم به شیوههای مختلفی ابراز میشود. در نهایت، خواسته میشود تا از نفرت و حسد نسبت به عارفان پرهیز شود و تأکید بر نور مهدی به عنوان منبع علم و هدایت شده است.
هوش مصنوعی: قبلاً گفتیم که اگر به یاد قطب حقیقی و امام زمان باشید، پس شما یکی از پیروان آن امام هستید، ای جواد.
هوش مصنوعی: او محور و اساس هستی است و تمام آفرینش در آسیا به وجود او وابسته است. این جهان به خاطر وجود او برقرار است.
هوش مصنوعی: هر که بگوید که وجود دارد، معمولاً نشاندهندهی آن است که او از حقیقت شهود بیخبر است و در واقع بینایی واقعی ندارد.
هوش مصنوعی: برای اینکه وجود او را ثابت کنی، به دلایلش گوش کن، تا دلایل مخالفانش را ضعیف بشماری.
هوش مصنوعی: هر موجودی، چه در عالم پنهان و چه در عالم آشکار، ویژگیهایی دارد که اگر آنها را بشناسی، به حقیقت وجود پی میبری.
هوش مصنوعی: محور هر دنیایی به طور قطع وجودی دارد که متناسب با آن دنیا است.
هوش مصنوعی: او در مقام و جایگاه روحانی خود مانند قطبی است که از روح جهانیان بهرهمند است و از او دستاوردهایی به دست میآورد.
هوش مصنوعی: در دنیای وجود، در بین موجودات عالی، نقطهای از عالم غیب وجود دارد که در آنجا شایسته است.
هوش مصنوعی: در دنیای نامرئی، همه چیز را در حالت نامعلوم و مخفی میتوان مشاهده کرد، و در اسمها و نامهای الهی، گنجینهای از ویژگیهای خداوند قرار دارد.
هوش مصنوعی: چون او خلیفه و نماینده وجود اصلی است، همگان به واسطه وجود او در عالمها برپا هستند.
هوش مصنوعی: پس مطمئناً در دنیای اجسام نیز وجود او به شکل جسمی محترم وجود دارد.
هوش مصنوعی: معنای این بیت به این صورت است که وجود مادی و جسمی افراد، قابلیت دریافت و فهم حقیقتهای معنوی و الهی را دارد، ولی این درک و فهم به نوعی محدودیتها و شرایط جسمی وابسته است. به عبارتی، روحانیات و معانی عمیق، در کالبد جسمانی ما به نوعی در یک پرده و حجاب قرار دارند.
هوش مصنوعی: این جهان بدون وجود یک رهبری یا نظام صحیح، هیچگاه پایدار نخواهد ماند و به جسم و ماده وابسته نخواهد بود.
هوش مصنوعی: پس خداوند، خلیفهای روی زمین ندارد و این بر اساس عقل و حکمت منطقی نیست که چنین فرضی مطرح شود.
هوش مصنوعی: بدون شک، در زمین خلیفهای از سوی پروردگار جهانیان وجود دارد که محور و مرکز کارهای مادی است.
هوش مصنوعی: او شاه است و جهان به واسطه وجودش به نظم آمده است. او حاکم مطلق بر خاکیان است و تنها به حق هدایت میکند.
هوش مصنوعی: اگر تو بگویی که این رهبری تنها از سوی خدا به یک فرد خاص اختصاص ندارد،
هوش مصنوعی: هر زمانی وجود یک پیشوای بزرگ وجود دارد، مانند پیشوایان سابق که پیامبران بودند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که بیان چنین نظری نشاندهنده ناتوانی در فکر و بیتوجهی است. حال این سؤال مطرح میشود که مفهوم عدد دوازده چیست؟
هوش مصنوعی: پیامبر فرمود چرا میان مردم، مقام رهبری و امامت به دوازده نفر ختم شد؟
هوش مصنوعی: اگر در حکم او شک داری، باید بدانی که خودت در واقع مانع بزرگ و خطرناکی هستی.
هوش مصنوعی: ای کسی که میگویی پیش از اینها، پیامبران راهنما و پیشوای مردم بودهاند.
هوش مصنوعی: در زمان انبیاء، وجود خداوند به طور کامل در میان مخلوقات پنهان بود.
هوش مصنوعی: پیامبران نشانههای آن بزرگوار بودند و به سمت او مردم را هدایت کردند.
هوش مصنوعی: هیچ کس جز خلیل (ابراهیم) در مقام خود در میان پیامبران دیگر به این درجه نرسید و او امام و رهبری برای آنها محسوب میشود.
هوش مصنوعی: در وجود آن خاندان، نشانههایی در قرآن وجود دارد که این موضوع را تأیید میکند.
هوش مصنوعی: امام به خاطر عظمت و مقام بلندش، به نی به عنوان نشانهای از مقام خود اشاره کرده است.
هوش مصنوعی: این رهبری و هدایت بر جهان، مخصوص زمان پایان اولیا و شخصیتهای بزرگ است.
هوش مصنوعی: اگر بپرسید که در زمان پیامبران امامان کجا بودند، باید بدانید که آنها چه کسانی بودند و نقششان چه بود.
هوش مصنوعی: شما به من بگویید که من مانند آدم اول هستم که گاهگاهی بر انبیاء ظاهر میشد.
هوش مصنوعی: احمد میگوید: اگر تو به صفات و ویژگیهای احمدی رفتار کنی، علی در هر زمانی و در کنار هر پیامبری خواهد بود.
هوش مصنوعی: اما او در ظاهر با من است و در باطن پنهان. این نشان از پایان نبوت دارد که از جانب خداوند است.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه آن کسی که مقصد اصلی دعوت پیامبران بود، به وضوح با احمد (پیامبر اسلام) مشخص شده است.
هوش مصنوعی: دیگر هیچ نشانهای از آسمان نازل نخواهد شد، زیرا قرآن به عنوان آخرین کتاب الهی پایان یافته است.
هوش مصنوعی: از زمانی که اسلام ما به کمال رسید، دیگر نیازی به توضیح و بیان نیست.
هوش مصنوعی: حالت روحانی و عرفانی در دوری از دنیا است، ای محبوب. برای درک حقیقی، باید به شناخت و تجربههای عمیق روحانی دست یابیم.
هوش مصنوعی: اگر کسی در این زمان سخنی بیاورد که این امامت را به وضوح ثابت کند،
هوش مصنوعی: در ابتدا، خود این ادعا نادرست است، زیرا به نوعی به مقام رهبری اعتقاد دارد.
هوش مصنوعی: او میگوید که فرمان امامت همیشه جاری است و بیدلیل از عمق تجلی و ظهور دور و جداست.
هوش مصنوعی: این صحبت نادرست است و از شور و هیجان خالی است. مسئله رهبری ویژه دوازده امام بسیار مهم و ضروری است.
هوش مصنوعی: اگر کسی بگوید که روح من در بدن اوست، باید بدانید که نفس او در واقع نفس من است و روح من در درون او قرار دارد.
هوش مصنوعی: این حرف هم بدون بیان کردن بیارزش است، زیرا به تناسخ تمایل دارد و بیفایده است.
هوش مصنوعی: نفس هیچ تغییر و انقلابی نمیکند و من در آینده این موضوع را بیشتر در کتابهایم توضیح میدهم.
هوش مصنوعی: اگر دلیل او به وضوح باشد، نیازی به پاسخ دادن نیست. این را در نظر داشته باش.
هوش مصنوعی: وقتی که اساس ادعای او سست و ناتوان شد، دیگر نیازی به شنیدن دلیلهای اضافی از او نیست.
هوش مصنوعی: اما برای اینکه به درک درستی برسی، ای مرد هوش، به اتلاف دلیلش خوب گوش بده.
هوش مصنوعی: ابتدا گفتیم که ای جوان، در دوران اسلامی، این بحث به پایان رسیده است.
هوش مصنوعی: دوران اسلام زمانی است که پیامبران در آن حضور داشتند و آخرین آنها پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد (ص) است.
هوش مصنوعی: نسبت اسلام به دیگر مفاهیم مانند نسبت صورت به هر بیانی است. به این معنا که هر موضوعی دارای ظاهری است که به نوعی با آن مرتبط است.
هوش مصنوعی: انبیاء به عنوان پیامآوران خدا و حاملان شریعت، آیات و نشانههایی از جانب خدا دریافت میکردند.
هوش مصنوعی: چون شریعت اسلام با پیامبر احمد به پایان رسید، پس بعد از او درهای الهام و وحی بسته شد.
هوش مصنوعی: در دنیای عرفانی، حال و احوال معنوی بسیار مهمتر از کلمات و اصطلاحات است. در مسیر سیر و سلوک، به عمق معنا توجه کن و فقط به ظواهر کلمات اکتفا نکن.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که هر عارفی حرفی برای گفتن دارد، اما این حرفها فقط به ادعا نیستند، بلکه واقعاً در دل و جان او وجود دارد.
هوش مصنوعی: این پاسخ توست که بدانی عرفان مسئلهای خاص نیست و به هیچ کس تعلق ندارد، زیرا موضوعی معنوی است.
هوش مصنوعی: عارفان به مانند جواهراتی ارزشمند، معانی عمیق و رازهای نهفته را درک کرده و از آنها آگاهاند.
هوش مصنوعی: هیچکس بهطور مستقیم ادعای مهدویت نکرده و خود را در این باره بهصراحت اثبات نکرده است.
هوش مصنوعی: دوست عزیز، این جمله به این معناست که خلیل، تو سخن را اینگونه مطرح کردی که برای رسیدن به درک بهتر از موضوع، باید توانایی بیان را نیز داشته باشیم. به عبارت دیگر، برای اینکه بتوانیم موضوعی را خوب بفهمیم، لازم است که بتوانیم آن را به درستی بیان کنیم.
هوش مصنوعی: اما این تنها در این صورت است که تو بگویی که من دوباره دعوت کردهام.
هوش مصنوعی: من درباره اسلام و عرفان صحبت نمیکنم، بلکه دعوتی تازه برای مردم دارم.
هوش مصنوعی: اگر تو دعوتی به سوی مردم داری، آیا صحبتهایت میتواند دلیل و مدرکی برای آنها باشد؟
هوش مصنوعی: اگر در سخن تو دلیلی وجود نداشته باشد، این همان است که برای خواص، دلیلی بر حقانیت وجود ندارد.
هوش مصنوعی: این افراد خود از کسانی هستند که به خوبی سخن میگویند و کلمات آنها نمیتواند دلیلی کافی برای عامه مردم باشد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد شما در دست دارید کتابی معتبر و معتبر که به نوعی نمایانگر حقایق و اندیشههای پیامبرانه است و به امروز شما مربوط میشود.
هوش مصنوعی: تنها این یک بیان از احمد باقی مانده است؛ پس ای پرستنده یزدان، با چه دلیلی میتوانی او را رد کنی؟
هوش مصنوعی: این حرفی که میزنی خود دلیلی بر بیاعتباری گفتار توست؛ زیرا استدلال تو در حقیقت باعث بیاعتباری سخنان تو میشود.
هوش مصنوعی: ای زبان جاری فرشتهگان، بدان که هرگز معجزهای از پیامبری وجود ندارد مگر اینکه معجزهای از پیامبر دیگری نیز نمایان شده باشد.
هوش مصنوعی: در دنیا هیچ پیامبری نیامده است که مانند آن پیامبر قبلی، معجزهای آورده باشد.
هوش مصنوعی: هر یک از پیامبران دارای دلیلی است که وجود و صداقت آنها را از سوی خدا اثبات میکند و این دلیل در حقیقت نشانهای از حقانیت آنهاست.
هوش مصنوعی: قرآن نشانه و معجزه پیامبر است و اگر بخواهیم فقط به بیان آن اشاره کنیم، ناقص و بیمعنا خواهد بود.
هوش مصنوعی: اینکه نبی چنین معجزهای را به وجود آورده، نشان میدهد که سخن تو بسیار نازک و بدون عمق است.
هوش مصنوعی: اگر تو بگویی که انبیاء هم کتابی از جانب حق داشتند، این حرف قابل پذیرش است، ای بزرگوار.
هوش مصنوعی: اما چگونه میتوانست که او بدون معجزه، نشانههای خود را به مردم نشان دهد و وجودش را ثابت کند؟
هوش مصنوعی: هرچند قرآن معجزهای از سوی پیامبر است، اما هر کس از آوردن چیزی مانند آن ناتوان و عاجز است.
هوش مصنوعی: اما این نیز یکی از دلایل اوست که به زیبایی هنر مربوط میشود و ناشی از کمی و اندکی است.
هوش مصنوعی: ما او را پیامبر میدانیم، زیرا از سوی خداوند به ما حجتی به نام قرآن داده شده است.
هوش مصنوعی: کتاب قرآن نیز افرادی را معرفی میکند که عارف به اسرار و معانی آن هستند و به درستی به عمق مفاهیم آن پی بردهاند.
هوش مصنوعی: قرآن و اهل بیت دو گنجینه بزرگ هستند و عارفان نیز اهل بیت را به عنوان نمونه و الگو درک میکنند.
هوش مصنوعی: ای جوان آگاه، مانند قرآن و اهل بیت، اخبار و روایتها را دو چیز گرانقدر بدان.
هوش مصنوعی: وارث علم پیامبر، شخصی آگاه و داناست که از علم معرفت اطلاع دارد.
هوش مصنوعی: اگر فقیه سطحی و ظاهری به این بحث اعتراض کند، ما هم او را ساکت میکنیم.
هوش مصنوعی: این دانشی که درباره ارث و میراث وجود دارد، بدون شک به طور ویژهای از سوی خداوند به عارفان عطا شده است.
هوش مصنوعی: اما میتوان این موضوع را به گونهای عمومی کرد که هر چیز زشت و زیبایی را شامل شود.
هوش مصنوعی: تا وقتی که خودت از این نعمت بزرگ بهرهمند نشوی، افرادی که فقط در ظاهر هستند، هیچ بهرهای نخواهند برد.
هوش مصنوعی: افراد ظاهری که دانشهای دینی را به دوش میکشند، از طریق آنها به مردم احکام و قوانین شرعی منتقل میشود.
هوش مصنوعی: افراد عمیق و باطنی، در سیر و سلوک خود دارای ویژگیها و نشانههای خاصی هستند و در مسیر خود، حقایق و اسرار بسیاری را با خود حمل میکنند.
هوش مصنوعی: افراد ظاهربین فقط به شکل و صورت دانش توجه دارند، در حالی که افراد باطننگر به اصول و معانی عمیق آن علم میپردازند.
هوش مصنوعی: در کارهای مردم، او تأثیرگذار است و این حرف و حدیثها از خود او نیست.
هوش مصنوعی: عارف بر این باور است که این میراث را به خاطر عدم بخل، گسترش میدهد.
هوش مصنوعی: اما بهخود بخل و حرص مردان تنگنظر را بنگر که چگونه عارف را از مسیر خود به بیرون میراند.
هوش مصنوعی: او میگوید که علم وراثت فقط متعلق به ماست، اما اهل عرفان با این سخن مخالفاند.
هوش مصنوعی: اهل عرفان بر این باورند که صوفی واقعی کسی است که در چارچوبهای دینی و شریعت کار خود را انجام میدهد، و این که صوفی بودن بدون پایبندی به اصول دینی غیرقابل قبول است.
هوش مصنوعی: نقد و انتقاد از صوفی به قدری است که حتی از سوی امام نیز به او توجهی نمیشود و مردم نیز نسبت به او نظر منفی دارند.
هوش مصنوعی: پس ای وارث فقیهان، باید بابت این سخن تو عذاب و تنبیه بر تو نازل شود، پس جان خود را حفظ کن.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر میگوید که عارف و دانا این نکته را درک کرده است که اگر بخشندگی و generosity وجود نداشته باشد، به هیچوجه نمیتوان به زندگی و زیباییهای آن امیدوار بود. به عبارت دیگر، وجود محبت و بخشش از ویژگیهای ضروری و بنیادین زندگی هستند و بدون آنها، زندگی معنایی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: عارف در انتظار ظهور امام مهدی (ع) مانند قطرهای است در برابر دریای نور. این نشاندهندهی عظمت و اهمیت مقام امام مهدی و همچنین کوچک بودن جایگاه انسانها در مقایسه با او است.
هوش مصنوعی: ای نادان، حسادت را از عارفان برمگیر؛ چرا که این کینه همچون طنابی از موی بافته شده است که به تو آسیب میزند.
هوش مصنوعی: رازهای حق در دل عارفان نهفته است و جان آنها از نور مهدی روشنایی میگیرد.
هوش مصنوعی: عارف کامل در هر دورهای وجود دارد و دل او مانند چراغی پر از نور و روشنایی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.