گنجور

شمارهٔ ۶۷۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

بی تو مرا خواب و خیال وصال

آن همه خوابست به چشم و خیال

جانسوی بالای نو بیدله نرفت

مرغ به بالا نرود جز به بال

حاجتم از روی نو یک دیدنست

دور محل نظرست و سؤال

بر ورق گل قلم صنع را

خوشتر از آن نقطه نیفتاد خال

سوختگان روی به آتش نهند

گر تو به جنت ننمائی جمال

جان و سر و هرچه برم پیش تو

هیچ نگری ز من الأ ملال

زلف تو خواهم به تفال گرفت

دال گرفتند مبارک به قال

الامیه گفتم غزلی تا بری

بر گذر قافیه نام کمال



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید