گنجور

شمارهٔ ۶۵۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

به نینی که بر آن در بریم سجده خاص

همیشه فاتحه خوانیم از سر اخلاص

دلا چو طالب وصلی ز آب دیده منال

که در به چنگ نیاره چو دم زند غواص

مراد هر دو جهان بافتم به دولت دوست

دمی که بافتم از محنت رقیب خلاص

اب تو گشت مرا ساقیا برسم فدا

بریز خون صراحی که والجروح نصاص

به زاهدان نرسد بوی نو به رندان نیز

عوام را چه رسد چون نمی رسد به خواص

حدیث سیمیذاران کران گران شنوند

گرفته اند مگر گوش پارسا به رصاص

کمال شهر گرفتی به فضاهای غریب

که عام گیر بود در سخن معانی خاص



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید