گنجور

شمارهٔ ۵۹۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

آرزو برده ام که چشم تو باز

کشدم که به عشره گاه به ناز

ما خریدیم اگر فروشد دوست

نیم ناری بصد هزار نیاز

گره کشی خوان وصل لب بگشای

که نخست از نمک کنند آغاز

سر ما زیر پا فکن جان نیز

هرچه گفتیم بر زمین انداز باز

گفتم از زلفت از چه دورم؟ گفت:

رفتی به فکر دور و دراز

در شکر ریز فکر خویش کمال

قند هر یک سخن مکرر ساز

تا بیابد به چاشنی گیری

شکر از مصر و سعدی از شیراز



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رضا ثدر نوشته:

در چند جا وزن درست نیست، که احتمالا اشتباه ضبط یا چاپ است. آن اشتباهات از این قرارند (هر جا توانستم شکل درست احتمالی را هم ذکر میکنم):

گره کشی خوان وصل لب بگشای
(شاید: گر کشی خوان وصل، لب بگشای)

هرچه گفتیم بر زمین انداز باز
(«باز» زیادی است)

رفتی به فکر دور و دراز
(احتمالا: زان که رفتی به فکر دور و دراز)

👆☹

رضا صدر نوشته:

ببخشید نام فامیل من در بالا اشتباه شد

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام