گنجور

شمارهٔ ۵۸۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

از سودای سر زلف چو زنجیر

شدم دیوانه من مجنون چه تدبیر

مریدی قدر این معنی بداند

که روزی کرده باشد خدمت پیر

از آن دارم هوای سرو قدت

که غیر از راستی زرق است و تزویر

بود مأوای پیکان تو جانم

اگر بر دل زنی ز آن غمزه صد تیر

اگر نقاش دیدی نقش رویت

کجا کردی دگر دعوی تصویر

چو عود از آتش شوقت به آهنگ

گهی بم باشدم ناله گهی زیر

بادام زلف تو مستی در افتاد

از پا افتاده ام از راه بر گیر

کمال از وصل او در عیش میباش

بگو حاسد در این اندوه می میر



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید