گنجور

شمارهٔ ۵۱۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

به با رخ تو خود را بوجه می ستای

این نام حسن بروی بر عکس می نماید

د ای گل چه می گشانی پیش من این ورقها

گر ناز و شیوه نبود زینها چه می گشاید

درویش کوی خود را مرسوم غم رسانی

گفتی نشاید اما این بخل هم نشابد

دل فال زد برندی نام قدت بر آمد

کار صواب باشد هر جا الف بر آید

. زین زهد بسته بر خود من نیز دست شستم

رنگی که خام بندی زین بیشتر نباید

ذوق سماع دارم ای مطربان خاموش

بانگی زند بر چنگ نا نغمه ای سراید

طیع کمال از آن لب جامیست به لطافت

جز باده هر چه گویند او را فرو نیاید



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید