گنجور

شمارهٔ ۵۱۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

مرا لطف گفتارش از راه برد

لبش هوشم از جان آگاه برد

رخ ماه را ماند آن رخ مگر

بشطرنج خوبی رخ ماه برد

غمش هر کجا در دلی خانه ساخت

برای گل از روی ما کاه برد

جهان پر ز آوازه عاشقیست

مگر نیت او ناله و آه برد

مرادم تونی از تو خواهم مراد

که درویش حاجت بر شاه برد

برآن استان در خجالت سریست

که تصنیع خود گاه و بیگاه برد

چه گوهر شناس است چشم کمال

که سرمه از آن خاک درگاه برد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید