گنجور

شمارهٔ ۵۱۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

مرا ز خاک ره آن مه همیشه کم دارد

بدین مشابه گدا را که محترم دارد

ز کیمیای حبانم نشان ده ای ره بین

که چشمم آرزوی خاک آن قدم دارد

بیاد روی تو جامی که داردم ساقی

هزار بار از آن جام به که جم دارد

دهان تنگ تو خواهد دلم مضایقه چیست

به خسته ای که ز غم روی بر عدم دارد

رخت به چشم ز خط چون نگیردشت زنگار

کسی که آینه جانی نهد که نم دارد

ز حیرته خط تو چون قلم بر انگشت

فرشته ای که در انگشت ها قلم دارد

کمال بر سر کویت چرا رمد ز رقیب

چر آهوی حرم است از سگی چه غم دارد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید