گنجور

شمارهٔ ۴۸۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گرچه سرو چمن از آب روانی دارد

نتوان پیش قدته گفت که جانی دارد

به لب تشنه نشان می دهد از آب حیات

خاک راهی که ز پای تو نشانی دارد

عاشق ار قد نو خوانده به گمان سرو بهشت

عاشق پاک نظر راست گمانی دارد

زان میان نیست نشان و سختی نیست در آن

سخن آنجاست کسی را که دهانی دارد

نسبتی کرد در آن سوی میانرا به خبال

کمرش بست خیالی که میانی دارد

ای که گفتی ز پیش اشک چو گلگون مدوان

با کسی گوی که در دست عنانی دارد

باره اندوه و غم بار بک روح کمال

بره دل و دیده گران نیست گر آنی دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام