گنجور

شمارهٔ ۴۲۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

رخی چنین که تو داری کدام مو دارد

خدا همیشه ز چشم بدت نگه دارد

بکش نخست مرا گر گه محبت تست

که بنده از همه بسیار تر گنه دارد

غلام آن سگ کویم که چون شناخت مرا

بر آستان تو کمتر ز خاک ره دارد

به چین زلف سیه چشمت آهوی ختن است

که بر کنار گل و سبزه خوابگاه دارد

همیشه تشنه وصلت ز شوق زلف و زنخ

دو دست در رسن و دیده سوی چه دارد

قیامتست بخوبی رخت که در وی زلف

بجرم زیر بری نامه سیه دارد

چو کوس حسن زدی قلب عاشقان مشکن

که تاج و تخت شهان زینت از سیه دارد

کمال فهم سخن نیست در گدا طبعان

سخن در است و تعلق بگوش شه دارد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید