گنجور

 
کمال خجندی
 

طبیب شهر چه نقدیع میدهد ما را

که کس نیافت به حکمت علاج سودا را

ز خاک پات گرم شتر به تیغ بردارند

نهم مرو ننهم از سر این نما را

سهی قدان بهشت ار به سرو ما برسند

چو سابه در قدم او کشند بالا را

ملامتم چه کنی کز ازل نگاشته اند

بنام اهل نظر نقش روی زیبا را

بسی به وصف دهانت کمال موی شکافت

نیافت بکسر مو نقش این معما را