گنجور

شمارهٔ ۳۴۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

به مجلسی که از روی نو پرده بر گیرند

چراغ و شمع بر افروختن ز سر گیرند

چو در محاوره آنی به منطق شیرین

لب و دهان تو صد نکته بر شکر گیرند

ز خاک راه تو گو روی ما غبار بگیر

که اهل عشق چنین خاک را به زر گیرند

به دوستی که اگر پای بر دو دیده نهی

هنوزت اهل دل از دیده دوستتر گیرند

دل ار مقابل آن ابروان نهد مه نو

گناه او همه بر چشم کج نظر گیرند

از باده در سر رندان جنون شود مستی

به یاد روی نوار ساغری دگر گیرند

بر آستان نو جانها ز سوز و آه کمال

اگر نه آب زند گریه جمله در گیرند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.