گنجور

شمارهٔ ۳۰۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

از پرده هرکه رویت یک روز دیده باشد

کس در نظر نیارد گر نور دیده باشد

صورت نگار داند کز ماه چربد آن رخ

با صورت تو مه را گر بر کشیده باشد

از حالت زلیخا آن بو برد که چون گل

پیراهن صبوری صد جا دریده باشد

دزدیده حسن یوسف دیدند و کف بریدند

زین شیوه دست دزدان دایم بریده باشد

دارد مه نو اینک خونها بگرد ناخن

انگشت حیر از تو شاید گزیده باشد

از نظره های اشک است از چشم عندلیان

هر شبنمی که بر گل یک بک چکیده باشد

آه کمال دانم شبها شنیده باشی

کیوان شنید صد ره به هم شنیده باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام