گنجور

شمارهٔ ۲۶۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

مه را ز ثاب حسن تو هر شب قیامت است

کان سرو را چه شیوه رفتار و قامت است

گر خلق را ز عشق تو باشد قیامتی

باری نیامت دل ما زآن قیامت تست

از خاک کوی دوست برانگیختی مرا

یا ایها الرقیب چه جای ملامت است

بر باد می دهم به هوای تو عمر خویش

تا ذرهای ز خاک وجودم سلامت است

چشمی که جز بروی تو روزی نظر فکند

امروز از خجالت آن در ندامت است

ما را بروز وصل تو بریان هزار جان

بر عاشقان کری تو یکسر غرامت است

بشکن کمال بر سر سجاده توبه را

کاینجا چه جای توبه و زهد و سلامت است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام