گنجور

شمارهٔ ۲۴۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

مائیم و دلی پر خون بر خاک سر کویت

غمگین بهمه رونی در آرزوی رویت

تو سروی و ما چون آب آورده به پایت سر

می ماند و ما نشه بز خاک سر کویت

راضیم بدشنامی گر باد کئی ورنه

تا عمر بود باقی مانیم دعا گویت

ما با در جهان گردیم قسمت همه عالم را

ایشان و جهان ای جان مائیم و یکی مویت

زلف تو دریغ آید ای جان که به باد افتد

تدبیر که هم حیف است گر گل شنود بویت

گر من دل خود جویم در کوی تو نگذاری

پسند جفا چندین بر عاشق دلجویت

گویند کمال این ره تا چند همی پوشی

تا هست تک و پونی مانیم و نک و پویت



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید