گنجور

شمارهٔ ۲۴۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ما را نه غم ننگ و نه اندیشه نام است

در مذهب ما مذهب ناموس حرام است

گو خلق بدانید که پیوسته فلان را

رخ بر رخ جانانه و لب بر لب جام است

سجاده نشین عارف و دانا نه که عامی است

مادام که در بند قبولیت عام است

در آرزوی مجلس ما زاهد مغرور

چون عود همی سوزد و این طرفه که خام است

ساقی می دوشینه اگر رفت به اتمام

ما را ز لب لعل تو یک جرعه تمام است

سودا زده را گوشه سجاده نسازد

ای مطرب ره زن ره میخانه کدام است

برخاست کمال از ورع و گوشه نشینی

چون دید که میخانه به از هر دو مقام است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.