گنجور

شمارهٔ ۲۱۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گر صورت چین با رخ خوب تو به دعواست

آنجا همگی صورت و اینجا همه معناست

ای باد بر آن روی نکو این همه برقع

رسمی است به این رسم برانداختن اولاست

از پرتو آن روی جناب سر آن کوی

طوریست که آنجا همه انوار نجلاست

زیر خم ابروی تو آن طرة مکسور

گوشی به تماشاگه طاق آمده کسراست

در کوثر اگر عکس فتد زآن قد و رخسار

گویند که در روضه در رضوان و در طوباست

گفتی چه دهی دل به سر زلف سیاهی

مجنون چه کند کاین کشش از جانب لیلاست

در مکتب عشق است کمال آمده چشمت

طفلی که روان کرده به گریه الف و باست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام