گنجور

شمارهٔ ۱۷۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ساقی لب تو این کرم از من دریغ داشت

میها که داشت یک دو دم از من دریغ داشت

بنمود صد گرم به حریفان هزار حیف

بوسی دو نیز بر قدم از من دریغ داشت

دی گفتمش بگز لب خود را به من بده بر

آن نقل هم ز خویش و هم از من دریغ داشت

من مورم و نگین جم آن لب غریب نیست

گر خانم و نگین جم از من دریغ داشت

پشت دلم چو طاق دو ابروش خم گرفت

زین غم که زلف خم به خم از من دریغ داشت

ای نامه بر بیار تو باری سلام خشک

گر بار رشحه قلم از من دریغ داشت

بر در خواست تا شنود آه کس کمال

بانگ کبوتر حرم از من دریغ داشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام