گنجور

شمارهٔ ۱۰۶۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ندانم کی به دام من در افتی

چه خوش صیدی چه خوش باشد گر افتی

اگر صد بارم افتی چون لطیفه

در آن فکرم که بار دیگر افتی

البش بگذار ای گفتار ور نیست

به گوش این و آن چون گوهر افتی

چه خوش افتد مرا ای سر ترا هم

ز تیغ او چو بر خاک در افتی

ره مردم تو گل می سازی ای اشک

چرا در ره ز مردم برتر افتی

ز تشویش تو ای برقع ملولیم

خدایا زودتر وقتی برافتی

کمال از ریشه دل لختی دهی شرح

شب وصلی که پیش دلبر انتی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید