گنجور

شمارهٔ ۱۰۶۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ندارد دلم طاقت بی توی

که کردست چشم توام جادوی

ز نو ابروبت ساخت شیدا مرا

چنینها کند ماه نو در توی

گشودند چشمان تو ترک و هند

به ناوک کشی و کمان ابروی

چه دولت که آن پای را در سرست

که دارد به زلف تو هم زانوی

در ایام بدحالی از جور زلف

رخت کرد با ما بسی نیکوی

مصور اگر نسخه زان رخ برد

به معنی کشد صورت مانوی

کمال آن سر زلف هر دم نگیر

که بارش بجنبد رگ هندوی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید