گنجور

شمارهٔ ۱۰۶۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

من اوصاف حست ندانم کماهی

ولی این قدر روشنم شد که ماهی

مرا در سرست اینکه باشم غلامت

گدا بین که دارد نمای شاهی

به زلف چو شستت گرفتار باشد

من و هر که گیری ز مه تا به ماهی

مرا توبه فرمودن از خال مشکین

بود شستن از روی رنگی سیاهی

تو دلتنگی ما بپرس از دهانت

که خرد است وصادق بود در گواهی

بکن از دعای کمال احترازی

که اثرهاست در ناله صبحگاهی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دریای سخن - دریای شعر فارسی