گنجور

شمارهٔ ۱۰۶۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

مرا در درد بی باری دریغا بار بایستی

هزاران غم کزو دارم یکی غمخوار بایستی

نمودی چهره مقصودی ز رخسار و خط خوبان

ولی آئینه ما آی پی زنگار بایستی

چه سود ار همدمم شد خضر سوی چشمه حیوان

مرا همراهی آن سرو خوش رفتار بایستی

قدم گر رنجه فرمودی به سروقت من از یاری

رقیب آن روز دور از بار و گل بی خار بایستی

توانستی بت چین کرد با او دعوی خوبی

ولی از نرگسش چشم و ز گل رخسار بایستی

ز لب گر وعده فرمودی که بوسی با تو بفروشم

چو نوحم عمر و چون قارون زر بسیار بایستی

کمال از جمله نشربنی که بخشد بار با باران

ترا بایستی وصلست و آن هر بار بایستی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید