گنجور

شمارهٔ ۱۰۴۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گر از در به تیم برانی نو دانی

اگر کشته خویش خوانی تو خوانی

مرا گفته خوانمت با برانم

ندانم من اینها تو دائی نو دانی

هنوزت نفشانده جانها ز دامن

ز ما آستین برفشانی تو دانی

هنوزت چکان شیر مادر از

ر ز دل های ما خون چکانی

بها چه پرسی چه داغست این بر دل تو

تو دائی تو خود کرده آن نشانی

چه گونی ضعیفی نوری چیست حکمت

تو دائی طبیبی تو این ناتوانی

کمال از دل ریش دبد آشکارا

تر دانی که درمان درد نهانی نو دانی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify