گنجور

شمارهٔ ۱۰۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

به مکر و حیله برای دسترس چه امکان است

که همچو سرو بلندش هزار دستان است

درون پرده رخ او هزار سینه بسوخت

نعوذ بالله از آن آتشی که پنهان است

بر آستان نو تنها نه اشک غلطف و بس

به خون و خاک سرو دیده نیز غلطان است

ز گریه بر سر مردم یقین که خانه چشم

فرو رود شب هجران ز بس که باران است

اگر شکست ز نیرت به دیده پیکانی

نهاده دیده دیگر برای تاوان است

چو از لب تو حدیثی به گوش جان برسید

دلم ز دست برفت و حدیث بر جان است

ز شوق روی تو ذوقی است در حدیث کمال

چو عندلیب که از شوق گل خوش الحان است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام