گنجور

شمارهٔ ۱۰۳۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

شیرین لبی شکر دهنی سرو قامتی

کونه کنم حدیث بخوبی نباتی

گر من در آب و آتشم از چشم و دل خوشم

کاندر میان هر دو نو باری سلامتی

ای شیخ تا بکوی بتان می کنیم طوف

با ما همگرد چون تو نه مرد ملامتی

زآن گوشه های چشم چه بینی نوای سلیم

زینسان که به چشم بکنج سلامتی

دل جست و عقل بار سفر بست و شد روان

ای غم تو خوش نشسته بکنج اقامتی

خونی که چشم مست تو با دل روانه کرد

بازتچه گفت غمزه کز آن در ندامتی

چندانکه می کشند ترا زنده کمال

صاحب نظر نی نو که صاحب کرامتی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید