گنجور

شمارهٔ ۱۰۳۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

سیمین بدنی سرو قدی پس دهانی

هر وصف که آید به زبانم به از آنی

آرام دلی دفع غمی مرهم دردی

بار کهنی عمر نوی مونس جانی

گردوست بودجان و جهان نیز خوشه ای دوست

تو دوست تر از جانی و خوشتر ز جهانی

پیش نظر اهل دل از بسکه عزیزی

همچون دهن خویش نه پیدا نه نهانی

بی وصل نوای عمر گرامی نتوان زیست

یک دم که چو عمر گذاران تا گذرانی

غلطان سوی خاک قدمت باز بیایم

صد بار چو اشکم اگر از پیش برانی

گر عمر کمال از غم عشق تو شد آخر

غم نیست گر آخر بمرداش برسانی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید