گنجور

شمارهٔ ۱۰۳۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

سالها گر بنویسم صفت مشتاقی

ماند از شوق تو صد ساله حکایت باقی

غایت ابرویش از دیده دلا حاضر باش

ترسمت بشکنی این شبشه که دور از طاقی

غمزهات هیچ فروداشت ز تیزی نکند

تا به آن زخمه نو در ره زدن عشانی

ای خوش آن مجلس خالی شده از مدعیان

مانده از می قدری باقی و آن لب ساقی

عمر باقی به جز این نیست که در خلوت انس

دست در گردن بار افکنی و الباقی

خال بر گوشه ابروی تو بی مکری نیست

نبود گوشه نشین بی حیل و زراقی

همه نقش خط و خال است به دیوان کمال

لیس الأ رقم العشق على اوراقی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید