تا جفایی نکشد دل به وفایی نرسد
ورنه بی درد در این ره به دوایی نرسد
نالهٔ هر که چو بلبل نه به سودای گلی ست
عاقبت زین چمنش برگ و نوایی نرسد
ای دل ار سعی تو این است که من می بینم
جای آن است که کار تو به جایی نرسد
پای بوس تو طمع داشت دلم، عقلم گفت
رو که این پایه به هر بی سروپایی نرسد
بیش مخرام که از چشم بدان می ترسم
تا به بالای بلند تو بلایی نرسد
گر وصالت به خیالی نرسد نیست عجب
هیچگه منصب شاهی به گدایی نرسد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به غم و درد ناشی از عدم وفاداری و عدم رسیدن به عشق واقعی اشاره دارد. شاعر میگوید که بدون گذراندن سختیها و دردها، دل نمیتواند به وفایی دست یابد. او به بلبل اشاره میکند که نالهاش بیسوداست و در نهایت، از چمن دریغ میخورد. همچنین، شاعر تأکید میکند که تلاش دل ممکن است به نتیجه نرسد و عشق واقعی به سادگی به دست نمیآید. او به پایبسندگانی که به عشق امیدوارند، هشدار میدهد که در نهایت، به حقیقت عشق نمیرسند. از طرفی، عشق حتی اگر به خیال هم باشد، به راحتی به تحقق نمیرسد. بهطور کلی، این شعر به ناکامیها و دشواریهای عشق و وفاداری میپردازد.
هوش مصنوعی: اگر دل به کسی آسیب بزند، به عشق و وفا نخواهد رسید. در غیر این صورت، بدون درد و رنج، در این مسیر به درمانی نخواهیم رسید.
هوش مصنوعی: هر کسی که مثل بلبل ناله میکند، به خاطر آرزوی گل نیست؛ در نهایت از این باغ نه برگی برایش میماند و نه صدایی برای شنیدن.
هوش مصنوعی: ای دل، اگر تلاش تو این باشد که من را ببینی، بهتر است که بدانید این تلاش به جایی نمیرسد.
هوش مصنوعی: دل من آرزو داشت که پای تو را ببوسد، اما عقل من گفت که این افتخار به هر کس بیلیاقت نمیرسد.
هوش مصنوعی: از نگرانی به خاطر اینکه مبادا بلایی به تو برسد، خودم را از تماشا دور میکنم.
هوش مصنوعی: اگر به وصال تو فقط در خیال برسم، نباید تعجب کرد، زیرا هیچ وقت مقام سلطنت به دست گدا نمیرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نیست روزی که به من از تو جفایی نرسد
وز فراقت به دلم رنج و عنایی نرسد
دل به درد تو اگر خوش نکنم خوش نبود
چون یقین شد که مرا از تو دوایی نرسد
من زنم با تو گر از بخت خطایی نرود
[...]
نیست روزی که مرا از تو جفائی نرسد
وز غمت بر دل من تازه بلائی نرسد
نگذرد بر من دلسوخته روزی به غلط
که در آن روز مرا تازه جفائی نرسد
این زمان عیسی ایام توئی بهره چرا
[...]
هرکه در عشق نمیرد به بقایی نرسد
مرد باقی نشود تا به فنایی نرسد
تو به خود رفتی از آن کار به جایی نرسید
هرکه از خود نرود هیچ به جایی نرسد
در ره او نبود سنگ و اگر باشد نیز
[...]
دولت عشق به هر بی سر و پائی نرسد
پادشاهی دو عالم به گدائی نرسد
نرسد در حرم کعبهٔ وصل محبوب
هر محبی که بر او جور و جفائی نرسد
نوش کن دُردی دردش که دوای جانست
[...]
دل تهی ناشده از خویش به جایی نرسد
تا بود پر ز شکر نی به نوایی نرسد
تیر را شهپر پرواز بود پاکی شست
آه با دامن آلوده به جایی نرسد
نیست در سینه هرکس که ز غفلت آهی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.