گنجور

رباعی شمارهٔ ۱۳۰

 
خیام
خیام » رباعیات
 

مائیم که اصل شادی و کان غمیم

سرمایهٔ دادیم و نهاد ستمیم

پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم

آئینهٔ زنگ خورده و جام جمیم

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مجید نوشته:

خیام چقد زیبا و بجا از کلمات استفاده کردى!
واقعا این ما هستیم که رنگ مى کنیم دنیا و احساس رو
چرا از این و آن بدانیم؟

👆☹

بهرام مشهور نوشته:

خیّام به نکته ای اشاره نموده که روانشناسان در نیمۀ دوّم قرن بیستم بدان رسیدند و آن این که خوشبختی یا بدبختی در درون انسان و در ذهن اوست نه در خارج از وجود آدمی

👆☹

شکوه نوشته:

تقابل آیینه زنگ خورده و جام جم واقعا زیباست

👆☹

فرهاد نوشته:

خیام بسیار مدرن فکر میکرده است … هزار سال جلوتر از زمان خود!

👆☹

مهدی نوشته:

خیام، این اَبر مرد تاریخ و فرهنگ ایران زمین به زیباترین شکل ممکن مشکل بنیادین جوامع بشری را بیان داشته است، و آن اینکه سرچشمه تمامی نیکویی ها یا پلیدی ها، غم ها یا شادی ها و بدبختی و خوشبختی ها در وجود ماست و این به نوع نگرش ما بستگی دارد.
اندر پی جام جم جهان پیمودم روزی ننشتم و شبی نغنودم
زاستاد چو وصف جام بشنودم آن جام جهان نمای جم من بودم

👆☹

سعید نوشته:

کاش آنقدر سواد داشتم که معنی رباعیات خیام رو بدونم

👆☹

حمید رضا۴ نوشته:

بقول استادی برای بجوش آوردن آب درون یک کتریِ نشسته بر اجاقی خاموش، اگر یک میلیون انسان بر گرد آن دعا بگویند، خدای را ستایش کنند، مراقبه و رقص سماء کنند، شیون کنان بر سر و سینه خود بکوبند و حتی دیگران را قربانی کنند، آب بجوش نخواهد آمد که نخواهد.
کافیست یک نفر عقل خود را بدرستی بکار گیرد و گاز زیر کتری را شعله ور کند!
آری، مائیم که قرن هاست عقل خود و نیز روش، شیوه و قوانین زندگیمان را به مذهب و مکتب و عرفان…. داده ایم و درمانده ایم که چرا غمگینیم، چرا اینقدر بی عدالتی و ستم دورمان را گرفته، چرا تا این حد کم و پستیم و مانند آئینه زنگ خورده شکسته… گویی فرصتی برای عاشق یکدیگر شدن و عاشق این هستی شدن نمانده.
تنها مائیم که توان تغییر آن را داریم!

👆☹

حسین ش نوشته:

حمید رضا دوستت چقدر زیبا گفته. بسیار عالیه

👆☹

حبیب قربانی نوشته:

اندیشه ی اجتماعی موجود در این رباعی، قرن ها طول کشید که توسط دانشمندان غربی در قالب نظریه ارائه شود. داد و دادگستری از وظایف اولیه ی حکومت ها محسوب می شود که بدون قدرت، اجرای آن امکان پذیر نیست. در طول تاریخ زندگی بشر، حاکم رشه ی قدرت خود را به نیروهای ماوراءالطبیعه، خورشید و ستارگان و یا خدا نسبت می دادند. در صورتی که خیام در این رباعی به سادگی بیان می کند که مردم، سرچشمه ی قدرت هایی هستند که دادگستری و یا ستمگری می کنند.

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.